وبلاگ شخصی علیرضا زارع - دبیر و مشاور مدرسه

اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
هفته بهداشت روان همه ساله از 24 الی 30 مهر ماه در مدارس كشور با محوریت مشاوران برگزار می شود .
شعار امسال هفته بهداشت روان در مدارس عبارت است از :
ارائه خدمات مشاوره ای به منظور كیفیت و معنا بخشی به زندگی دانش آموزان


روزشمار هفته بهداشت روان سال 1393 :
1- پنجشنبه 24 مهر : خدمات مشاوره ای و بهبود كیفیت زندگی
2- جمعه 25 مهر :  خدمات مشاوره ای و ارتقای شبكه حمایتی خانواده
3 - شنبه 26 مهر  خدمات مشاوره ای و اهمیت جایگاه مراكز مشاوره وخدمات روان شناختی
4- یكشنبه 27 مهر:  خدمات مشاوره ای و آموزش مهارت های زندگی
5 -دوشنبه 28 مهر : خدمات مشاوره ای و نقش خدمات یاورانه در دانش آموزان
6 -سه شنبه 29 مهر:  خدمات مشاوره ای و توانمندسازی روانی ـ اجتماعی دانش آموزان
7- چهارشنبه 30 مهر:  خدمات مشاوره ای و پیشگیری از رفتارهای پر خطر





نوشته شده در تاریخ شنبه 19 مهر 1393 توسط علیرضا زارع مهرجردی
قابل توجه دانش آموزان کنکوری:کسانی که میخواهندجهت انتخاب رشته مشاوره

بشوند.لطفا" اطلاعات خودراایمیل یابه شماره همراهم تماس بگیرند باتشکر



نوشته شده در تاریخ شنبه 18 مرداد 1393 توسط علیرضا زارع مهرجردی

به دنبال ظواهر نرو؛ شاید فریب بخوری
به دنبال ثروت نرو؛ این هم ماندنی نیست
به دنبال کسی باش که به لبانت لبخند بنشاند
چون فقط یک لبخند می تواند
شب سیاه را نورانی کند
کسی را پیدا کن که دلت را بخنداند





نوشته شده در تاریخ جمعه 10 مرداد 1393 توسط علیرضا زارع مهرجردی



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 مرداد 1393 توسط علیرضا زارع مهرجردی
سه چیز در زندگی پایدار نیستند


رویاها


موفقیت ها


شانس


سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند


زمان


گفتار


موقعیت


سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند

الکل


غرور


عصبانیت


سه چیز انسانها را می سازند


کار سخت


صمیمیت


تعهد


سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند هستند


عشق


اعتماد به نفس


دوستان


سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین بروند


آرامش


امید


صداقت

و چه زیبا این سه چیز مهم در زندگی از دیدگاه دکتر علی شریعتی بیان شده


به سه چیز هرگز تکیه نکن


غرور


دروغ


عشق


انسان با غرور می تازد


با دروغ می بازد


و با عشق می میرد


خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است


تجربه از دیروز


استفاده از امروز


امید به فردا


تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است



حسرت دیروز


اتلاف امروز

ترس از فردا




نوشته شده در تاریخ شنبه 17 اسفند 1392 توسط علیرضا زارع مهرجردی

اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند ما همه به
خیال اینکه زیادی داریم فروشنده خواهیم بود !!!



نوشته شده در تاریخ جمعه 2 اسفند 1392 توسط علیرضا زارع مهرجردی

آیا می دانستید که دارکوب ها قادرند ۲۰ بار در ثانیه به تنه درخت ضربه بزنند ؟
آیا می دانستید که یک خرس قادر است با سرعت یک اسب بدود ؟
آیا می دانستید که موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند ؟
آیا می دانستید که اختاپوس سه قلب دارد ؟
آیا می دانستید که مورچه ها هرگز نمی خوابند ؟
آیا می دانستید که حلزون ها می توانند تا سه سال بخوابند و در این مدت هیچ غذایی نخورند ؟
آیا می دانستید که موریانه ها وقتی به موسیقی هوی متال گوش می دهند چوب را با سرعت دو برابر می خورند ؟
آیا می دانستید که مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر است ؟
آیا می دانستید که صدای نهنگ آبی بلندترین صدایی است که یک موجود زنده می تواند تولید کند ؟
آیا می دانستید که یک اسب در طول یک سال ۷ برابر وزن بدن خود غذا مصرف می کند ؟
آیا می دانستید که کانگورو ها قادرند ۳ متر به سمت بالا و ۸ متر به سمت جلو بپرند ؟
آیا می دانستید که فیل ها قادرند روزانه ۶۰ گالن آب و ۲۵۰ کیلو گرم یونجه مصرف کنند ؟
آیا می دانستید که جغدها قادر به حرکت دادن چشمان خود در کاسه چشم نمی باشند ؟
آیا می دانستید که موش های صحرائی سالانه ۱/۳ منابع و ذخائر غذائی جهان را نابود می سازند ؟
آیا می دانستید که عمر سنجاقک ها تنها ۲۴ ساعت است ؟
آیا می دانستید که پلنگ ها قادرند تا ارتفاع ۵ متر به بالا بپرند ؟
آیا می دانستید که نود درصد سم مارها از پروتئین تشکیل شده است ؟
آیا می دانستید که تمام قوهای کشور انگلیس جزو دارایی های ملکه انگلیس می باشد ؟
آیا می دانستید که گونه ای از خرگوش قادر است ۱۲ ساعت پس از تولد جفت گیری کند ؟
آیا می دانستید که موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است ؟
آیا می دانستید که زرافه میتواند با زبانش گوشهایش را تمیز کند ؟
آیا می دانستید که مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیریابی میشمارند ؟
آیا می دانستید که نوعی عنکبوت میتواند ۳۰۰ برابر وزنش را بلند کند ؟
آیا می دانستید که لاشخورها قادر به دیدن یک موش کوچک از ارتفاع ۴ کیلومتری میباشند ؟
آیا می دانستید که فقط قورباغه های نر قور قور می کنند ؟
آیا می دانستید که کواک اردک تنها صدایی است که بازتاب ندارد و هیچ کسی هم دلیل آنرا نمی داند ؟
آیا می دانستید که در بین انواع خرس، خرس پاندا بزرگترین جمجمه را دارد ؟
آیا می دانستید که خرس با تمام سنگینی خود میتواند با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت بدود ؟
آیا می دانستید که زرافه تازه متولد شده ۲ متر قد دارد ؟
آیا می دانستید که عقرب ها دو دشمن دارند که یکی از آنها یک نوع سار و دیگری مگس است ؟
آیا می دانستید که 60 گاو قادر هستند در عرض کمتر از ۱ روز ۱ تن شیر تولید کنند ؟
آیا می دانستید که پروانه ها ۱۲۰۰ چشم دارند ؟
آیا می دانستید که گربه و سگ می توانند راست دست یا چپ دست باشند ؟
آیا می دانستید که فیلها از بوی عسل بدشان می آید. حتی بوی عسل فیل ها را فراری می دهد ؟
آیا می دانستید که هشتاد درصد موجودات دنیا را حشرات تشکیل داده اند ؟
آیا می دانستید که تنها حیوانی که نمی تواند شنا کند شتر است ؟
آیا می دانستید که قلب میگو ها در سر آنها قرار دارد ؟
آیا می دانستید که یک سوسک حمام می‌تواند ۹ روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد ؟
آیا می دانستید که پروانه‌ها با پاهایشان می‌چشند ؟
آیا می دانستید که گربه‌‌ها می‌توانند ۱۰۰ صدا با حنجره خود تولید کنند در حالیکه سگ‌ها کمتر از ۱۰ نوع ؟
آیا می دانستید که مورچه نسبت به بدنش بزرگترین مغز را دارد ؟
آیا می دانستید که خرگوش و طوطی تنها حیواناتی اند که بدون برگشتن به عقب پشت سر خود را می بینند ؟
آیا می دانستید که گربه و سگ ۵ نوع گروه خون دارند در حالیکه انسان ۴ نوع گروه خون دارد ؟
آیا می دانستید که حس بویایی خرس تقریباً ۱۰۰ برابر قوی تر از حس بویایی انسان است ؟
آیا می دانستید که خرس کوالا هرگز آب نمی‌نوشد و آب مورد نیاز خود را با خوردن برگ گیاهان تامین می‌کند ؟
آیا می دانستید که هر چشم مگس دارای ۱۰ هزار عدسی میباشد ؟
آیا می دانستید که مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر میباشد ؟
آیا می دانستید که زنبور عسل ۲ معده دارد یکی برای جمع آوری عسل و دیگری برای هضم غذا ؟
آیا می دانستید که وقتی ملکه زنبور عسل وارد کندو می شود، آواز خاصی را زمزمه می کند، به این منظور که زنبورهای کارگر را تحریک کرده تا اگر ملکه دیگری وجود دارد به خاطر وی بجنگند ؟
آیا می دانستید که خرس های قطبی با توجه به جنس موی بدنشان، توسط دوربین های مادون قرمز قابل تشخیص نیستند ؟





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 بهمن 1392 توسط علیرضا زارع مهرجردی

وقتی یکی را دوست دارید،آرزوھایتان آرزوھای اوست.

وقتی یکی را دوست دارید،به زندگی ھم عشق می ورزید.

وقتی یکی را دوست دارید،واژه تنھایی برایتان بی معناست.

وقتی یکی را دوست دارید،برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید.

وقتی یکی را دوست دارید،ناخودآگاه برایش احترام خاصی قائل ھستید.

وقتی یکی را دوست دارید،تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است.

وقتی یکی را دوست دارید،ھر چیزی را که متعلق به اوست، دوست دارید.

وقتی یکی را دوست دارید، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوار است.

وقتی یکی را دوست دارید، در کنار او که ھستید، احساس امنیت می کنید.

وقتی یکی را دوست دارید،به علایق او بیشتر از علایق خود اھمیت می دھید.

وقتی یکی را دوست دارید،حاضرید از خواسته ھای خود برای شادی او بگذرید.

وقتی یکی را دوست دارید،حاضرید برای خوشحالی اش دست به ھر کاری بزنید.

وقتی یکی را دوست دارید،حاضرید به ھر جایی بروید که فقط او در کنارتان باشد.

وقتی یکی را دوست دارید،زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید.

وقتی یکی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامش تان می شود.

وقتی یکی را دوست دارید، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید.

وقتی یکی را دوست دارید،شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید.

وقتی یکی را دوست دارید،حتی با شنیدن صدایش، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید.

وقتی یکی را دوست دارید،او برای شما زیباترین و بھترین خواھد بود اگر چه در واقع چنین نباشد.

وقتی یکی را دوست دارید، تحمل سختی ھا برایتان آسان و دلخوشی ھای زندگی تان فراوان می شوند.

وقتی یکی را دوست دارید، به ھمه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوھای تان را آسان می شمارید.

وقتی یکی را دوست دارید، در مواقعی که به بن بست می رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید.

وقتی یکی را دوست دارید،شادی هایش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی هایش برایتان سنگین ترین غم دنیاست

ارسالی از یک دوست



نوشته شده در تاریخ جمعه 25 بهمن 1392 توسط علیرضا زارع مهرجردی

دنیا رو ببین !
بچه بودیم بارون همیشه از آسمون می اومد؛
حالا بارون از چشمامون میاد!

بچه بودیم همه چشم های خیسمون رو می دیدند؛
بزرگ شدیم هیچ کس نمی بینه

بچه بودیم توی جمع گریه می کردیم؛
بزرگ شدیم توی خلوت

بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست؛
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه

بچه بودیم آرزومون بزرگ شدن بود؛
بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم

بچه بودیم همه رو به اندازه 10 تا دوست داشتیم؛
بزرگ که شدیم بعضی ها رو اصلا دوست نداریم، بعضی ها رو کم و بعضی ها رو بی نهایت.

بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم، همه یکسان بودند؛
بزرگ که شدیم قضاوت های درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه.

کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی 10 تا دوست داشتیم.
بچه که بودیم اگه با کسی دعوا می کردیم یک ساعت بعد یادمون می رفت؛
بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سال ها یادمون میمونه و آشتی نمی کنیم

بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم؛
بزرگ که شدیم حتی 100 تا کلاف نخ هم سرگرممون نمی کنه

بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن یک چیز کوچیک بود؛
بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزهاست

بچه بودیم درد دلها رو به ناله ای می گفتیم همه می فهمیدند؛
بزرگ شدیم درد دل رو به صد زبان می گیم... هیچ کس نمی فهمه

بچه که بودیم تو بازی هامون همه اش ادای بزرگترها رو در می آوردیم؛
بزرگ که شدیم همه اش تو خیالمون بر می گردیم به بچگی

بچه که بودیم بچه بودیم؛

بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ، دیگه همون بچهه هم نیستیم !
ای کاش بزرگیمون هم با همون صفت های خوب و پاک بچگی ادامه می یافت ...




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 بهمن 1392 توسط علیرضا زارع مهرجردی

ایـن
دیـوانگیـست ...

که
از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه
خار
یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم


که
همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه
یکی
از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم


این
دیوانگیست ...

که
امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه
در
زندگی با شکست مواجه شده ایم


که
از تلاش و کوشش دست بکشیم بخاطر اینکه
یکی
از کارهایمان بی نتیجه مانده است


این
دیوانگیست ...

که
همه دستهایی را که برای دوستی بسوی ما دراز می شوند بخاطر اینکه
یکی
از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است رد کنیم


که
هیچ عشقی را باور نکنیم بخاطر اینکه
در
یکی از آنها به ما خیانت شده است


این
دیوانگیست ...

که
همه شانس ها را لگدمال کنیم بخاطر اینکه
در
یکی از تلاشهایمان ناکام مانده ایم



به
امید اینکه در مسیر خود هرگز دچار این دیوانگی ها نشویم
و
به یاد داشته باشیم که همیشه


شانس
های دیگری هم هستند
دوستی
های دیگری هم هستند
عشق
های دیگری هم هستند
نیروهای
دیگری هم هستند
و
افق های بهتری هم هستند


تنها
باید قوی و پُر استقامت باشیم
و
همه روزه در انتظار روزی بهتر و شادتر از روزهای پیش باشیم



نوشته شده در تاریخ جمعه 18 بهمن 1392 توسط علیرضا زارع مهرجردی
:
یعنی بیدار شدن با بوی نفت بخاری نفتی
یعنی صف کیلومتری نون
یعنی آتاری و میکرو
یعنی برنج کوپنی
یعنی فخرفروختن با کتونی میخی
یعنی تلویزیون سیاه و سفید
یعنی آدامس خروس نشان
یعنی کارت بازی با دمپایی
یعنی کپسول بوتان و پرسی
یعنی نوار کاست
یعنی بوی نفتالین لای رختخواب
یعنی خریدن لبو و لواشک از سر کوچه ی مدرسه
یعنی سوختگی نارنجی رنگ بلوز کاموایی
یعنی نیمکت سه نفره
پوشیدن لباس داداش بزرگه
یعنی ساختن آدم برفی با لگن حموم
یعنی بوی نم زیر زمین
یعنی چوبین و برونکا
یعنی تیله بازی
یعنی اشکنه و خشیل
قاشق زنی تو چهارشنبه سوری
عاشق شدن از پس پرده حیا و شرم
یعنی صدای آژیر قرمز
یعنی سریال اوشین
دهه شصت یعنی من
یعنی تو
یعنی ما



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 بهمن 1392 توسط علیرضا زارع مهرجردی
درمداد پنج خاصیت است که اگر
به دستشان بیاوری
تا آخر عمرت با آرامش زندگی میکنی

اول
میتواند کارهای بزرگ انجام
دهد
اما
دستی وجود دارد که حرکت آن را هدایت میکند
اسم
این دست خداست
در
مورد تو، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد …

دوم
گاهی
کند میشود
و باید رنج بکشد تا نوکش
تیزتر شود
پس بدان که باید رنجهایی
را تحمل کنی چرا که این رنج باعث میشود انسان بهتری شوی …

سوم
همیشه به پاک کن اجازه
میدهد تا پاکش کند
بدان که تصحیح خطا، کار
بدی نیست
در
واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری
مهم
است

چهارم
ذغال
داخلیش از پوسته چوبی اش با ارزش تر است
پس
همیشه مراقبت درونت باش

پنجم
همیشه
اثری از خود به جا میگذارد
بدان
هر کار در زندگی ات میکنی، ردی به جا میگذارد
سعی
کن نسبت به هر کاری میکنی هوشیار باشی و بدانی
چه میکنی



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 بهمن 1392 توسط علیرضا زارع مهرجردی



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 دی 1392 توسط علیرضا زارع مهرجردی

بـــه کسی که تنهات گذاشت بگو

 


ایــــن تو بـودی که باختی نه مــــــن

 


من کسی رو از دَست دادم که دوستم نَداشت

 


امــــــــــــا


تو کسی رو از دست دادی که عاشِقِت بود




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 دی 1392 توسط علیرضا زارع مهرجردی

حرفها سه جورند:

گفتنی

نوشتنی

خوردنی

وچه سنگین اند این حرفهای خوردنی و دم برنیاوردنی!!!




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 دی 1392 توسط علیرضا زارع مهرجردی
قرار نبوده
تا نم باران زد، دست پاچه
شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم مبادا مثل کلوخ آب شویم.
قرارنبوده
این قدر دور شویم و مصنوعی. ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی، خنده های مصنوعی، آواز‌های
مصنوعی، دغدغه های مصنوعی...
هر چه فكر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده
ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم تا اثبات کنیم موجود
بهتری هستیم، این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟
قرار نبوده
همه از دم درس خوانده

بشویم، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم، بعید می دانم راه تعالی
بشری از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود. باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی
کند، دراز بکشد نی لبک بزند با سوز هم بزند و عاقبت هم یک روز در همان هیات چوپانی
به پیامبری مبعوث شود. یک کاوه لازم است که آهنگری کند که درفش داشته باشد که به
حرمت عدل از جا برخیزد و حرکت کند.
قرار نبوده
 این ‌همه در محاصره سیمان

و آهن، طبقه روی طبقه برویم بالا،
 قرار نبوده
این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی

زمین وجود داشته باشد، بی شک این همه کامپیوتر...و پشت های غوز کرده آدم های
ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده...
تا به حال بیل زده‌اید؟ باغچه هرس
کرده‌اید؟ آلبالو و انار چیده‌اید؟ کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟
آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست. این چشم ها برای نور مهتاب یا نور
ستارگان کویر،‌ برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان برای خیره شدن به جاریِ آب شاید،
اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی
مانیتورها آفریده نشده‌اند.
قرار نبوده
خروس ها دیگر به هیچ کار

نیایند و ساعت های دیجیتال به ‌جایشان صبح خوانی کنند. آواز جیرجیرک های شب نشین
حکمتی داشته حتماً، که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌
لازم نشویم و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود.
من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن،
جز بر طرف کردن غم نان، بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه‌زنده بودن مان.
قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن، این همه قانون مدنی عجیب و غریب و
دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد.
قرار نبوده
این طور از آسمان دور

باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم.
قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره
بگیریم و جنگ کنیم. قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پایمان یک بار هم
بی واسطه کفش لاستیکی یا چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد.
قرار نبوده
من از اینجا و شما از

آنجا، صورتک زرد به نشانه سفت بغل کردن و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم...
چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم، اما
همین قدر می‌دانم که این ‌همه قرار نبوده ای که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی مان
را آشفته‌ و سردرگم کرده...
آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از
هیچ چیز راضی نیستیم، اما سر در نمی‌آوریم چرا

ارسالی از دوست



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 دی 1392 توسط علیرضا زارع مهرجردی


رحلت جانسوز پیامبر گرامی حضرت محمد (ص)و شهادت امام حسن مجتبی (ع)وشهادت امام رضا (ع) بر شیعیان تسلیت باد



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 دی 1392 توسط علیرضا زارع مهرجردی


چه شبهای درازی دارد این فصل

 یقین زلف سیاه گسیـــوی یلدا

دراین فصل زمستان یکدلی به

 محبت دوستی سیمـــــای یلدا

شب یلـــــدا عجب نیکو فتاده

به ماه دی که آید بوبـــی یلدا

در ایام گذشته کـــرسی عشق

بپا بـــــود از شب والای یلدا

به روی کرسی و سینی فراوان

عیان بود از صفا صد خوی یلدا

لحاف و منقل و آتش بــه خانه

نشسته دور هــم همسوی یلدا

زبرف و داستان راه مـــــانده

سخنها رفتــــه از سرمای یلدا

زسنجدآش کشک وقصه گفتن

بسی دریــــای قصه پای یلدا

ز نو رسمی بپا از بهــــر فردا

صفا و خرمــــــی فردای یلدا

مبارک باد فصل بــرف وباران

 به یٌمن نعمت دیمــــــای یلدا

مقدم شکـــر ایزد کن به عالم

ز حاصل پر ثمـــر دارای یلدا

سلام ای فصل سرد و برف و باران

خوش آمد گویمت فصل زمستان

اگـــــــر چه زحمتی را نیز داری

ولکــن رحمت آری باغ وبستان


ارسالی از دوست



نوشته شده در تاریخ جمعه 29 آذر 1392 توسط علیرضا زارع مهرجردی
بعضی
وقت ها از بس که اوضاع بر وفق مراد نیست، خودمان را با چیزهایی پیش پا افتاده
مقایسه می کنیم و ناراحتیم که چرا حداقل مثل آنها نشدیم. مثلا می گوییم قبض برق هم
نشدیم، چند نفر از ما بترسن ... نمونه هایی از این دست را بخوانید...
 
- ویرگول
هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه!

- قره
قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم!

- موبایل
هم نشدیم، روزی هزار بار نگامون کنی!

- پایان
نامه هم نشدیم ازمون دفاع کنن!

- آهنگ
هم نشدیم، دو نفر بهمون گوش کنن!

- مانیتور
هم نشدیم ازمون چشم برندارن!

- کلاه
هم نشدیم حداقل باعث سرگرمی ملّت باشیم!

- ته
دیگ هم نشدیم که واسطه رسیدن بهمون کلی صبر و سعی و تلاش کنن!

- خودکار
هم نشدیم که علم و دانش به دست خودمون نوشته بشه!

- کیبورد
هم نشدیم ملّت به بهانه تایپ یه دستی به سر و کله مون بکشن!

- صندلی
هم نشدیم چهار نفر بهمون تکیه کنن!

- مدیر
بانک هم نشدیم بریم کانادا خونه 2 میلیاردی بخریم هدیه بدیم به دخترمون!

- آبدارچی
بانک هم نشدیم 1 میلیارد بزنیم به جیب!

- بزم
نشدیم یه علفی چیزی به دهنمون شیرین بیاد!

- آفساید
که خوبه یه خطای ساده هم نشدیم قدِ یه کارت زرد ازمون حساب ببرن... اه

- بیل
گیتس هم نشدیم که 500 دلار در ثانیه درآمدمون باشه

- لواشکم
نشدیم که یکی برامون ضعف کنه...

- فرزند
آخرم نشدیم که هر چی خواستیم مامان بابامون برامون بخرن!

برو به ادامه مطلب



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 آذر 1392 توسط علیرضا زارع مهرجردی
 
 
سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید
به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید.


مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز
می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.


حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند
ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.

بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است
چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.


اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا
چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد.


روزنامه نگار: کسی است که %50 از وقتش به نگفتن
چیزهایی که می داند می گذرد و %50 بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی
داند.

ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک
بدنبال گربه سیاهی می گردد که آنجا نیست.


فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف
می زند.


روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا
سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد.


جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از
خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند.


برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی
خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند.


مسئول فروش: کسی است که كاری ندارد كه كار چیست
فقط به دنبال فروختن آن است


مدیر : کسی است که می خواهد هر چه سریعتر
كارهای محول شده به خودش را بین دیگران تقسیم كند و وقتی كاری خراب شد به دنبال
كسی باشد كه به گردن او بیاندازد.



نوشته شده در تاریخ جمعه 29 آذر 1392 توسط علیرضا زارع مهرجردی
(تعداد کل صفحات:9)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ

من علیرضا زارع مهرجردی هستم اهل وساکن میبد- یزد دارای مدرک لیسانس روانشناسی عمومی می باشم.از جمله فعالیت های من ، دبیر برنامه ریزی تحصیلی و شغلی و همچنین مشاوره مدرسه(دبیرستان )می باشد.
این سایت برای دانش آموزان ، دانشجویان و همه افرادی که می خواهند در درس و در امور زندگی موفق باشند تهیه شده است.امید است که مورد توجه دوستان قرار بگیرد.
لطفا هر گونه سوال مشاوره ای اعم از تحصیلی ، شغلی ، خانوادگی ، و ... و یا نظراتی داشتید به ایمیل alirezazare89@gmail.com ارسال نمائید.یا به شماره موبایل زیر تماس بگیرید09138605342

معرفی کتاب : 1) «شما هم می توانید موفق باشید.»
مؤلف : شیو خیرا
در این کتاب راه های موفقیت ، عزت نفس ، انتخاب و رسیدن به اهداف بیان شده است.

2) «چگونه بهتر یاد بگیریم»
مؤلف : کیانوش محمدی روزبهانی

3) «تست های روان شناسی و خود شناسی»
بهترین روش های دستیابی به اعتماد به نفس ، موفقیت ، آرامش و درمان اضطراب
تدوین : امیر ملک محمودی
4)کتاب تربیت دلپذیر دل تربیت پذیر
مولف محمد حسن راد منش
----------------------------------------------
نظر سنجی
سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟




مدیر سایت
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

دانستنی ها

دریافت کد پیغام خوش آمدگویی


دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رایگان

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار